حسنعلى خان افشار
113
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
روز شنبه دوازدهم ربيع الاول : در منزل بودم ، تا اينروز هم گذشت . روز يكشنبه سيزدهم ربيع الاول : صبح شد . قدرى گذشت ، به اردو رفت . سهام الدوله را ديد . قدرى تأكيد وصول ماليات را نمود . بعد مراجعت كرد ، به منزل آمد . آنروز هم گذشت . [ 27 پ ] روز دوشنبه چهاردهم ربيع الاول : در منزل بودم . وقت نهار ديدم جناب شيخ محمد طاهر مجتهد فرمان مبارك را با تعليقه با سيد اشرف پيش خانزاد به سرافرازى و شرفيابى جاننثار فرستاده كه خانزاد سرافراز شوم . هر چندى كه در اول روز كه چاپار رسيد ، فرمان مبارك را با تعليقه عالى زيارت نموده بودم ؛ باز شيخ فرستاده بودند ، به زيارت مشرف شدم . شكرگزارى مرحمت پادشاه عالم پناه را نموده و حضار مجلس را به مرحمت همايونى اميدوار كرده ، فرمان و تعليقه را دادم سيد معروض برد و به خدمت جناب شيخ [ كاغذى ] با سيد اشرف فرستادم كه فرمان و تعليقه را شيخ بدهد در مسجد در مجمع عام بخوانند ، مردم اميدوار باشند . سيد معروض رفت ، عصر شد . نريمان خان به منزل خانزاد آمد . قدرى نشستند و بعد رفت . شب شد . روز سهشنبه پانزدهم ربيع الاول : سوار شده ، به اردو رفته ، بعد از ديدن سهام الدوله ، قدرى گذشت . سهام الدوله گفت كه امروز روز سهشنبه تعطيل است . نريمان هم به شهر نخواهد رفت . امروز را سوار شويد ، به شكار برويد . خانزاد گفتم كه هر چند من ميل سوارى ندارم ، شما كه مىگوييد سوار مىشويم . سه چهار ساعت از روز گذشته ، سوار شديم ، به طرف شكارگاه رفته ، تا ظهر شكار نموده ، ظهر بعد از نهار برگشته ، به شهر آمديم . نريمان خان به اردو [ و ] خانزاد به منزل خود رفت . و هشت قطعه درّاج شكار شد . آنروز هم گذشت . روز چهارشنبه شانزدهم ربيع الاول : در منزل بودم . وقت نهار عباسقلى خان غلام پيشخدمت به منزل خانزاد آمد ، بهقدر دو